سال اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیت ملّی
امروز پنج شنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ ۰۹:۲۳

اخبار

طنین صدای زندگی در اتاق عمل؛ پایان ۱۲ سال انتظار با یک امداد فوری

۱ شهریور ۱۴۰۵ ۲۲:۱۰
زمانی که قلب جنین دیگر شنیده نمی‌شد و خونریزی شدید مادر، همه چیز را به سمتی تاریک سوق می‌داد، تعهد و تخصص کادر درمان ورق را برگرداند تا گریه نوزاد، سکوت مرگبار اتاق عمل را به اشک شوق تبدیل کند.

 

پزشکی تنها یک شغل نیست، یک تخصص نیست، بلکه تجلی هنری است که در حساس‌ترین ثانیه‌ها، مرز میان تاریکیِ فقدان و روشناییِ زندگی را رقم می‌زند. لباس سپید پزشکان، همواره لنگرگاه آرامش و نقطه امیدی در پرالتهاب‌ترین روزهای بیماران و خانواده‌های آنان بوده است. در راهروهای پرهیاهو، بخش‌های مراقبت ویژه و اتاق‌های عمل بیمارستان بزرگ نفت اهواز، هر روز و هر شب حماسه‌هایی خاموش از جنس ایثار، تخصص و تعهد در جریان است؛ حماسه‌هایی که قهرمانان آن بی‌صدا می‌جنگند، جان می‌بخشند و امید می‌کارند.

اکنون و به بهانه فرارسیدن زادروز حکیم بوعلی سینا و روز پزشک، فرصت را غنیمت شمردیم تا از هیاهوی روزمره فاصله بگیریم و پای صحبت‌های دلنشین و گاه پرالتهاب شماری از پزشکان حاذق و دلسوز این مرکز درمانی بنشینیم. از آنان خواستیم تا تقویم سال‌ها تلاش و خدمت خود را ورق بزنند و از برجسته‌ترین و ماندگارترین اقداماتی بگویند که در بزنگاه‌های دلهره‌آور، به نجات جان یک بیمار انجامیده است.
آنچه در این گزارش، امروز و در روزهای آینده می‌خوانید، نه یک متن خبریِ صرف، بلکه گوشه‌ای از روایت‌های واقعی، نفس‌گیر و غرورآفرینِ انسان‌هایی است که تپش دوباره‌ی قلب بیمارانشان، شیرین‌ترین پاداش برای سال‌ها مجاهدت آن‌هاست. با ما در مرور این خاطرات نجات‌بخش همراه باشید.

 

روایت اول:

برای یک پزشک، تلفن همراهِ همیشه روشن تنها یک وسیله ارتباطی نیست، بلکه نمادی از آمادگی همیشگی برای نجات جان انسان‌ها در هر ساعت از شبانه‌روز است. در ساعات ابتدایی روز، تماسی اضطراری خبر از ورود مادری باردار با شرایطی بحرانی به زایشگاه داد. بیمار با خونریزی شدید مراجعه کرده بود؛ مادری که پس از ۱۲ سال ناباروری و تجربه چندین دوره درمان ناموفق (IVF)، سرانجام به‌طور طبیعی باردار شده و در هفته بیست‌وهشتم بارداری قرار داشت. اما آنچه شرایط را به یک بحران تمام‌عیار تبدیل کرد، گزارش نگران‌کننده کادر زایشگاه بود: «صدای قلب جنین شنیده نمی‌شود.»

 

رقابت نفس‌گیر با زمان

با دریافت این گزارش، موجی از نگرانی تیم درمان را فرا گرفت و زایشگاه بلافاصله در وضعیت آماده‌باش کامل درآمد. به همکاران گفتم بی‌درنگ با استفاده از دستگاهی دیگر و با کمک سایر همکاران، وضعیت قلب جنین مجدداً بررسی شود. به دلیل وخامت حال مادر و احتمال بروز عارضه‌ای جدی مرتبط با جفت که می‌توانست در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مرگ جنین و بروز عوارض جبران‌ناپذیر و حتی جانی برای مادر منجر شود، فرصتی برای انجام سونوگرافی و بررسی‌های زمان‌بر وجود نداشت.

 

بدون کوچک‌ترین اتلاف وقت، اتاق عمل آماده شد، خون مورد نیاز برای بیمار رزرو گردید و متخصص بیهوشی بر بالین وی حاضر شد تا یکی از حساس‌ترین جراحی‌ها آغاز شود.

 

طنین صدای زندگی در اتاق عمل

مادر با قلبی آکنده از بیم و امید به اتاق عمل منتقل شد. در آن لحظات پرالتهاب، تنها کلامی که بر لبان مادر جاری شد، یک پرسش کوتاه اما به وسعت تمام نگرانی‌هایش بود: «بچه‌م خوبه؟»

 و من پاسخ دادم : پناه بر خدا

عمل جراحی با بالاترین سرعت و دقت ممکن آغاز شد. ثانیه‌ها به کندی می‌گذشت تا اینکه سکوت سنگین اتاق عمل با صدای گریه نوزاد شکسته شد. برخلاف تمام نگرانی‌های اولیه، نوزاد زنده و سالم به دنیا آمد. طنین صدای این نوزاد چنان موجی از احساسات را به همراه داشت که نه‌تنها مادر، بلکه تمامی اعضای تیم جراحی و کادر درمان حاضر در اتاق عمل نیز از شدت خوشحالی اشک می‌ریختند.

 

پنج سال بعد؛ ثمره تعهد و تخصص

امروز، با گذشت پنج سال از آن روز دلهره‌آور، آن نوزاد که در هفته بیست‌وهشتم بارداری و در شرایطی بحرانی پا به این دنیا گذاشت، کودکی پنج‌ساله، سالم، شاداب و پرانرژی است که به چراغ امید و کانون شادی خانواده‌اش تبدیل شده است.

 

دکتر مریم رکابی زاده 

متخصص زنان و زایمان

روابط عمومی بهداشت و درمان صنعت نفت اهواز
تعداد بازدید: ۱۶

نظرات بینندگان